صائن الدين على بن تركه
110
عقل و عشق يا مناظرات خمس ( فارسى )
أبرق بدا من جانب الغور لامع * أم ارتفعت عن وجه ليلى البراقع كه آن قصيده گم شده بود و تنها مطلعش در حافظهء شيخ على بود ؛ وى با همان مطلع قصيدهاى سرود ( نگاه كنيد به : ديوان ابن فارض ، ص 209 ) . لكن بعدا قصيدهء ابن فارض هم پيدا شد و لذا در ديوان ابن فارض ، دو قصيده با اين مطلع وجود دارد كه يكى از آن ابن فارض است و ديگرى سرودهء نوادهاش ( نگاه كنيد به : ديوان ، ص 166 ) . ص 27 ، س 14 - 16 : عاريت كس . . . : شعر از مخزن الاسرار نظامى ، صص 35 - 36 است . ص 27 ، س 19 : وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ * . . . : و شب را پوششى قرار داديم ( النبأ 78 / 10 ) . ص 28 ، س 1 : هيولانى : منسوب به هيولا ؛ هيولا جوهرى است كه جسم بدان بالقوه است و در مقام تمثيل به منزلهء چوب است نسبت به ميز . در بعضى موارد از هيولا به عنصر يا اسطقس تعبير مىكنند . ص 28 ، س 3 : پيش دران پرده . . . : اين بيت در مخزن الاسرار نظامى ، ص 50 ، به اين صورت ثبت شده است : پيشروان پرده بر انداختند * پردهء تركيب در انداختند ص 28 ، س 5 : يَكادُ زَيْتُها . . . : نزديك است كه روغنش افروخته و تابان گردد ، گرچه آتشى به آن نرسيده است ( النّور 24 / 35 ) . ص 28 ، س 10 : كالبدر حفّ . . . : مانند ماه شب چهارده كه به وسيلهء ستارگان تابان در ميان گرفته شده باشد . ص 28 ، س 11 : وَ أَنْذِرْ * . . . : خويشاوندان نزديك خود را بيم ده ( الشعراء 26 / 214 ) . ص 28 ، س 14 : وَ جادِلْهُمْ . . . : به بهترين شيوه با ايشان جدل كن ( النحل 16 / 125 ) . ص 28 ، س 17 : انوار قاهره در حكمت اشراق جايگاه خاصى دارند . از ديدگاه سهروردى اولين نسبت در عالم وجود ، نسبت جوهر قائم با نور قيّوم است كه مادر همهء نسبتها و شريفترين آنهاست . اين نسبت مشتمل است بر محبت و قهر ، و در تمام نسبتهاى عالم سرايت مىكند . جوهر ، خود به دو قسم شده : يكى جسم و ديگر غير جسم يعنى مجرد كه بر جسم قاهر است و معشوق وى است . جوهر مجرد فارق نيز به دو قسم شده : يكى عالى و قاهر و ديگرى نازل و مقهور . اجسام نيز به همين ترتيب بر دو قسم شدهاند : اثيرى كه قاهر است و عنصرى كه مقهور ( نگاه كنيد به : مجموعهء مصنفات شيخ اشراق ، ج 3 ، « هياكل